آرین آرین ، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه سن داره

آرین کوچولو عزیز دردونه مامان و بابا

آرین شیرین زبونم

1392/8/20 5:00
نویسنده : مامان آمی
878 بازدید
اشتراک گذاری

عسل مامان شیرین زبون مامان کم کم که داره به دو سالگی نزدیک میشه حرف زدنش هم بهتر شده و همچنین درک دنیای اطرافش الان چند وقتیه که هر چیزی رو که میبینه میپرسه این چیه این چیه ؟البته میگه این شیه ؟هر چیزی رو هم صدبار سوال میکنی که این چیه؟میخواد از روی میز یا جاییکه دسترسی سخته واسش چیزی بر داره دستش نمیرسه میگه مامان دس نرسه مامان نشه .چیزی رو نخواد میگه نه نخواد .هی بهت میگم آرین عاشقتم بعد میگم ارین تو هم بگو چند بار اول خیلی خوشگل و با اداهای خاص خودت با ناز میگفتی عاشقتم ولی از بس ازت خواستیم که بگی دیگه میگه عاشقا یا عاشقا دیقا .بهش میگه عزیز م اونم میگه عسیسم البته بایه دنیا عشوه و کرشمه . داره راه میره تو خونه نمیدونم به چی به کی میگه جیگر طلا .بازی مورد علاقش گربه بازی که به زبون خودش اوبه بازی تا بابا میاد خونه ارین جون چهار دست وپا میشه میگه بابا اوبه شه  وصدای گربه هم به جای میو میو شده می می تو خونه تند تند چاردست وپا میره از زیر میز و هرجایی خودش رو رد میکنه و می می میکنه .جمله های کوتاه بیشتری یاد گرفته ومیگه .کلمات جدیدش عمو و حموم که میگه اموم .هاپو . گربه که میگه اوبه .خاله که میگه عاله . خاله فاطی رو هم همش صدا میکنه و میگه فاطی .به تینا میگه اینا . تو خونه من که بابا رو صدا میکنم اونم بعد از من میگه علی علی البته با اهنگ صدای نانازی خودش .بابا که منو صدا میکنه اونم به من میگه آمی هر از گاهی هوس میکنه بجای بابا و مامان ما رو به اسممون صدا میزنه .خونه مامان جونش بودیم مامان جون آقاجون رو صدا میزد حاجی دیدیم ارینم پشت سرش شروع کرد به حاجی حاجی گفتن .به غذا میگه عذا.به قاشق میگه آشق.به خودش میگه نی نی . به بابای ارین جون دارم میگم شیر عادی بگیر نه مدت دیدم ارین میگه عادی بابا عادی . بلده بگه ماست .شیر .پا . دوش .پارک .جدیدا یاد گرفته بگه اب پرتقال که هر جا میریم همش میگه مامان اب پرتقال .اگه تو خونه باشیم صدای غذاساز رو در میاره و میگه مامان اب پرتقال . میگه اب هلو . اب آلبالو که البته یکم عجیب  غریب تلفظ میکنه .بلده بگه پاستیل که البته میگه پاسیل.بلده بگه بله که با یه دنیا عشوه میگه هر کاراشتباهی که انجام بده میگه باشه باشه که یعنی خودش میدونه اشتباهه . بعضی وقتا وقتی چیزی رو بهش میدم میگه مسی که یعنی مرسی .شبا یا بعضی وقتا تو روز واسه خودش لالایی میخونه و بعدش صدای خر و پف در میاره که یعنی خوابیده .اهنگ ولالایی درخواستی موقع خواب سفارش میده .بشقاب رو جوری تلفظ میکنه که خارج از توانم هست که بنویسم .بلده بگه خدا .به چیزی که داغه میگه جیزس . بلده بگه سده که یعنی سرده.بلده بگه اسب .بازی هوش چینش رو انجام میدادیم که خودش به تنهایی از همون اول همه بازی رو درست انجام داد و از من میخواست که براش دست بزنم .خونه مامانی و خاله پروین خونه خودمون رو تقریبا از سر خیابون تشخیص میده هرجاییکه قبلا رفته باشیم حتی واسه یکبار رو دفعه بعدش که بریم نشون میده .به ماشین اولش میگفت ماش ولی دیگه میگه ماشین و به به ماشین سواری هم میگه هان هان.به انار میگه آنار .به موز میگه موس.تلفن یا بعضی وقتا یه تیکه کاغذ رو برمیداره تو خونه راه میره و میگه الو الو شروع میکنه به صحبت و ادای تلفن حرف زدن رو درمیاره .تافت بر میداره با یه شونه جلو اینه موهاش رو درست میکنه . بلده بگه مو .هر چیزی رو که سوال کنه براش بگم بعدش میگه . به جوجه میگه جوجو یا جیک جیک .و . . . کلا اینکه عشق منه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

کبری مامان آنیتا((آنیتا عسل مامان وبابا))
9 آذر 92 20:27
تولدت مبارک عزیزم
مامان آرتین
16 دی 93 13:27
ای جانننننن . چه نفسیه . تافت بر میداره و موهاشو درست می کنه . الهییییی